175روابطى گسترده با ملل و تمدنهاى كهن فنيقى، كارتاژى، رومانى، وندالى و بيزانسى بودهاند. با اين وجود هيچ يك از اين تمدنها توانائى تسلط كامل بر منطقه را نداشتهاند چرا كه قبايل ساكن آن داراى صفات متمايزى چون ايستادگى و مقاومت و همچنين آزاديخواهى و پايبندى به فرهنگ و زبان خود بودند. با رسيدن دعوت اسلامى به آن منطقه در سال 50 هجرى قمرى (برابر سال 665 ميلادى)، ساكنان منطقه با اهداف اسلامى آشنا گشته و در نتيجه دين نوين اسلام را پذيرا شدند. اسلام سر انجام در سال 170 هجرى قمرى (برابر سال 786 ميلادى) و به طور مشخص پس از گريز يكى از نوادگان پيامبر(ص)، معروف به مولا ادريس بن عبدالله بن الحسن بن الحسن ابن على، از دست حاكمان عباسى بغداد، اسلام به صورت ريشهاى و بنيادين در اين منطقه گسترش يافت. مراكشيان وى را به اميرالمؤمنين بودن برگزيده و پس از بيعت و اعلام وفادارى، با كمك ايشان نخستين دولت اسلامى مستقل از خلافت مشرق عربى را بر پا نمودند كه نام دولت ادريسيان را به خود گرفت. ساكنان و حكمرانان مراكش، گذشته از تفاوتهاى قبيلهاى و ريشهاى خود، ضمن پايبندى عميق به ارزشهاى اسلامى بر نشر و تبليغ رسالت محمدى و اهداف آن نه تنها در سراسر كشور بلكه در مناطق جنوب و ديگر سرزمينهاى آفريقايى و همچنِين در مناطق شمال و كشورهايى همچون اسپانيا، پرتغال و جنوب فرانسه همت گماردند.
سالهاي1912 - 1873، مصادف با حكومتهاى حسن اول، عبدالعزيز و مولاى حفيظ است. اين دوران در پرتو رقابت قدرتهاى بزرگ استعمارى، مراكش استقلال خود را حفظ مىكند. ليكن در