184در دامنۀ كوه،قبرهاى بسيارى از انبيا و صالحان وجود داشته كه با گذشت روزگار از بين رفته و ما به چند اثر تاريخى اشاره مىكنيم:
1.مَغارَةُ الدَّم 1(مرقد حضرت هابيل)
در بالاى كوه قاسيون،غارى وجود دارد كه به«مَغارَةُالدّم»معروف است.از دامنۀ كوه قاسيون تا مغارةالدم حدود 20 دقيقه راه است.اين غار،محل كشته شدن هابيل، فرزند آدم عليه السلام به دست برادرش،قابيل است.
الف) داستان قتل هابيل عليه السلام
خداوند در قرآن مجيد،داستان اين دو برادر را به طور ظريف بيان كرده و مىفرمايد:
«وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قٰالَ إِنَّمٰا يَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ» (مائده:27)
و داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان،هنگامى كه هر كدام كارى براى تقرّب [به پرودگار] انجام دادند،اما از يكى پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد؛[برادرى كه عملش مردود شده بود،به برادر ديگر] گفت:به خدا سوگند،تو را خواهم كشت! [برادر ديگر ] گفت:[من چه گناهى دارم] خداوند،تنها از پرهيزكاران مىپذيرد.
*هابيل،دامدارى مىكرد و قابيل،كشاورزى؛از آنها خواسته شد كه به محضر الهى،قربانى پيشكش كنند.هابيل،بهترين گوسفندانش را براى قربانى تقديم كرد،اما قابيل بدترين گندمهايش را آورد.قربانى هابيل به درگاه الهى قبول شد،ولى قربانى قابيل قبول نشد.شيطان،قابيل را وسوسه كرد كه اگر هابيل زنده بماند،فرزندان او كه متولد شوند،بر فرزندان تو فخرفروشى و تكبّر خواهند نمود و...؛قابيل كينۀ برادر را