145صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ لَمْ تُغَيِّرْ وَ لَمْ تُبَدِّلْ،فَرَفَعَ اللّٰهُ فِى الْآخِرَةِ دَرَجَتَكَ وَ أَعْلىٰ مَقامَكَ وَ حَشَرَكَ اللّٰهُ مَعَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرِينَ صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَيْهِمْ اجْمَعِينَ فِى أَعْلىٰ عِلّيِينَ وَ حَشَرَنَا اللّٰهُ مَعَكُمْ وَ لا جَعَلَهُ اللّٰهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّى لِزِيارَتِكَ، وَالسَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللّٰهِ وَ بَرَكاتُهُ. 1
2.عبداللّٰه بن امّ مكتوم (مؤذن ديگر پيامبر صلى الله عليه و آله)
عبداللّٰه فرزند اممكتوم (و پدرش قيس) از قبيلۀ بنىعامر،يكى از اصحاب جليلالقدر رسول خدا صلى الله عليه و آله و جزء اولين مسلمانان است.وى حافظ قرآن بود و چون نابينا بود،از شركت در جهاد محروم بود.اغلب،به هنگام غزوات رسول خدا صلى الله عليه و آله (جنگهايى كه خود پيامبر صلى الله عليه و آله حضور داشتند) جانشين آن حضرت در مدينه مىشد و به جاى ايشان نماز مىخواند.
گروهى از مفسّران اهل سنّت 2،شأن نزول چند آيۀ اول سورۀ عَبَس را در مورد عبداللّٰه نابينا و فرزند ام مكتوم مىدانند. 3
الف) داستان عبداللّٰه بن امّ مكتوم (شأن نزول سورۀ عَبَس)
«عَبَسَ وَ تَوَلّٰى* أَنْ جٰاءَهُ الْأَعْمىٰ...»؛ «چهره در هم كشيد و روى گردانيد،كه چرا آن كور نزد وى آمد...»(عَبَس:2-1)
گروهى از بزرگان قريش مانند عتبه،ابوجهل،عباس و امية بن خلف در حضور پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته بودند و آن حضرت،با ظرافت و ريزهكارى،آنان را به توحيد فرامىخواند و با در دست گرفتن نبض مجلس،دل به اميد هدايت آنان بسته بود كه عبداللّٰه وارد شد و پس از سلام كردن و بدون توجه،در كنار سران قوم نشست.او از