273مردم به خدمت او مىرسند و به او تسليت مىگويند. صداى گريه و ناله از هر سو بلند است. 1امام مىخواهد براى مردم سخن بگويد. همۀ مردم ساكت مىشوند. پايان اين سفر رسيده است، پس بايد چكيده و خلاصۀ اين سفر براى تاريخ ثبت شود: «من خدا را به خاطر سختىهاى بزرگ و مصيبتهاى دردناك و بلاهاى سخت شكر و سپاس مىگويم».
مردم مدينه متعجباند. به راستى، اين كيست كه اين چنين سخن مىگويد؟
او با چشم خود شهادت پدر، برادران، عموها و... را ديده است. او به سفر اسارت رفته است و آب دهان انداختن اهل شام به سوى خواهرانش را ديده است. امّا چگونه است كه باز خدا را شكر مىكند؟
آرى! تاريخ مىداند كه امام خدا را شكر مىكند. زيرا اين كاروان پيش از بازگشت به مدينه توانسته است اسلام را در سرزمين شام زنده كند.
آرى! اين كاروان ابتدا به كربلا رفت و خونهاى زيادى را در راه دين نثار كرد. سپس با وجود رنجها و سختىها رهسپار شام شد تا دين پيامبر صلى الله عليه و آله را از مرگ حتمى نجات دهد.
آيا نبايد خدا را شكر كرد كه اسلام نجات پيدا كرده است؟
دينى كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى آن، بسيار خونِ دل خورده بود، بار ديگر زنده شد.
خون حسين عليه السلام ، تا روز قيامت درخت اسلام را آبيارى مىكند.
يزيد به خاطر كينهاى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله و خاندان او به دل داشت، مىخواست اسلام را ريشه كن كند. او قصد داشت به عنوان خليفۀ مسلمانان، ضربههاى هولناكى را به اسلام بزند و اين امام حسين عليه السلام بود كه با قيام خود اسلام را نجات داد.
آرى! تا زمانى كه صداى اذان از گلدستهها بلند است، امام حسين عليه السلام پيروز است.
عزيزم!
هر بار كه صداى «اللّٰه اكبر» را در اذان شنيدى به ياد بياور كه اين صدا، مرهون خون سرخ امام حسين عليه السلام است.