174مقصود آن حضرت را اصحاب فهميدند و اعلام جان نثارى كردند. خورشيد خود را به مكه رسانده و گرماى طاقتفرسايش امان همه را ربوده بود و تشنگى بر هر دو سپاه غلبه كرده بود امام(ع)دستور داد كه به همه سپاه حر و اسبهاى آنان آب بدهند و آنان را سيراب كنند و امام(ع)و ياران هم آب نوشيدند.
همچنين در اين روز امام حسين(ع)اولين خطبه خود را براى سپاه حر را خواندند. آفتاب به وسط آسمان رسيده بود هنگام نماز ظهر بود. امام به حجاج بن مسروق جعفر امر كرد اذان بگويد: سپس امام(ع)با عبا، ردا، و نعلين بعد از حمد و سپاس خداوند چنين فرمود: اى مردم! من از خداى شما و شما پوزش مىطلبم من پيش شما نيامدم مگر وقتى كه نامههايتان رسيد قبل از اينكه من شما را بيابم، نامههاى شما به من رسيد كه ما را امامى نيست، شايد خداوند ما را بر ما هدايت مجتمع كند اگر بر همان گفتار هستيد، من بهسوى شما آمدم اگر شما به عهدها و پيمانهاى خود، آنگونه كه من اطمينان يابم، به من قول مىدهيد به سرزمين شما وارد مى شوم آنها ساكت بودند به مؤذن گفته شد اذان را بگويد امام عليه السلام به حر گفت:تو با يارانت نماز بگذار حر گفت : نه شما بخوان ما نيز به همراه تو نماز مىخوانيم سپس امام با آنها نماز خواند. 1