173سپس اصحاب امام پياده شدند و حر و لشكرش هم در ناحيه مقابل امام پياده شدند. حضرت در گوشهاى نشست و به اصلاح شمشير خود پرداخت در حالىكه اين اشعار را مىخواند:
يا دهر اف لك من خليل
كم لك بالاشراق و الاصيل
>اى روزگار! چه بسيار صبح و شام كه صاحب و طالب حق كشته گشته و روزگار بدل نمىپذيرد و امور به خداى بزرگ باز مىگردد و هر موجود زندهاى اين راه را كه من رفتم خواهد رفت.<
زنان حرم ناله سر دادند ... ام كلثوم داد زد اىواى يا محمد، اىواى يا على، اىواى يا فاطمه، اىواى يا حسن، اىواى يا حسين، اىواى از بيچارگى بعد از تو يا اباعبدلله!
هنگامىكه قافله كربلا به منزل رسيد و لشكر حر جلوى امام حسين(ع) و اصحابش را گرفت و خبر مىرسيد كه از كوفه لشكر آماده آمدن به كربلاست، جريان واضح گشت و معلوم شد كه حسين(ع)و ياران همراهش كشته مىشوند. ابىعبدالله(ع)يارانش را جمع كرد و خطبهاى خواند و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: اما بعد اى اصحاب من، مىبينيد كه چه پيش آمده ست. يعنى صحبت از كشتهشدن است.
خيلى مختصر مىفرمايد: از عمر ما به همين اندازه باقى مانده است. از آنجمله فرمايشات امام حسين(ع)است كه مىفرمايد: >آيا نمىبينيد كه كار بهجايى رسيده كه حق پايمال شده و به آن عمل نمىشود و باطل رواج يافته است و به معروف عمل نمىشود و از منكر نهى نمىگردد جا دارد كه مومن آرزوى مرگ كند اما من مرگ را جز سعادت نمىبينم و زندگى با اين ظلمها جز ذلت نيست.<