88صاحب تاريخ مىگويد: ابن شبّه 1 حديثى روايت كرده كه هر آينه بيرون شوند اهل مدينه از مدينه و باز عود كنند به آن معدن سكينه و باز بيرون آيند از آنجا و ديگر معاودت نكنند ابداً پس اين تَرك ثانى. كه مراد امام نووى 2 است هنوز واقع نشده و لهذا ابن شبّه 3[20 - آ] روايت كرده از ابوهريره موقوفاً كه آخر كسى كه محشور شود دو مردند يكى از «جهينه» و ديگرى از «مزينه» كه بگويند كجايند مردم و بيايند به مدينه و نبينند در آنجا مگر روبهان، پس نازل شود به سوى ايشان دو فرشته كه ايشان را كشال 4 كرده و ناهشته 5به مردم الحاق كنند و از اين چنان معلوم مىشود كه آن دو مرد همچنان كه آخر مردماناند از حيثيّت مردن آخر ايشان خواهند بود در محشور شدن 6 - واللّٰه اعلم.
ايضاً مروى شده كه قيامت قائم نمىشود، تا آنكه غلبه كند بر اين مسجد من سگ و گرگ و كفتار، پس بگذرد بر دَرِ آن مردى كه مىخواهد در آنجا نماز كند و قادر نشود بر آن و بدين مضمون و امورى مانند اين، احاديث ديگر نيز وارد شده پس ترك اوّل چنانچه ابوهريره اشارت كرده به آن خروج مردم است از آنجا به سبب امراى بد و مُؤيّد اين است آنچه مروى شده از ابوهريره كه 7 گفت به خدايى كه نفس من به يد قدرت اوست هر آينه در مدينه، ملحمه 8 يعنى معركۀ حربى خواهد بود كه آن را حالقه گويند و نمىگويم كه حالق موى است وليكن حالق دين است. پس بيرون شويد از مدينه اگر چه مقدار بريدى باشد و