359جُحْفه: به ضم جيم و سكون حاء مهمله يكى از مواقيت احرام است مسافت پنج مرحله و ثلثان مرحله از مدينه.
جداجد: به دو جيم و دو دال مهملتين جمع جدجد به معنى زمين مستوى در سفر هجرت مذكور است ميان ذى كشب 1 و اجرد.
جُدّ الاثافى: به ضم و تشديد به معنى چاه قديم از واديهاى [133 - ب] عقيق است و همچنين جد الموالى و ذو اثيفيه 2 نيز از اوديۀ عقيق است.
جذمان: به ذال بر وزن عثمان از مواضع اوس است و در آنجا، اطمّى نيز بود كه تُبع نخل آن را بريده.
جراديح: به فتح جيم و دال و حاء مهملتين، چند عقبۀ سياه است در ميان سويقه و مثعر.
جرف: به ضمتين يا به ضمه و سكون را آبى است در ميان مَحَجَّۀ شام است تا قصاصين بر سه ميلى مدينه در جهت شام.
جُرهشام: به فتح جيم و تشديد راء مهمله، سقايهاى است از آن هشام بن اسماعيل در عقيق.
جَزْل: به فتح جيم و سكون زاى معجمه به معنى هيزم خشك، واديى است كه به اضم ملاقى مىشود در ذى المروه و به او منسوب است سقيا الجزل.
جفاف: به كسر جيم و دو فا، موضعى است معروف در عوالى مدينه مشتمل بر باغهاى خوب و بستانهاى مرغوب.
جفر: به معنى بزغالۀ چهار ماهه، چشمهاى است در ناحيۀ ضرّيه و آبى است قريب فرش ملل.
الجلسى 3: به فتح جيم، زمين نجد است.