355صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - روى مُنوّر و دست مُبارك معطّر خود را به آب آن شسته باز آن آب را در آنجا ريختهاند.
تربان: به ضم تا و سكون را، واديى است ميان ذات الجيش و ملل.
تُرعه: واديى است از جانبقبله با ضم جمع مىشود ودر صدقات على - عليهالسلام - وادى ترعه در ناحيۀ فدك است ميان لابتين حره.
تسرير: وادى است ميان دو ضلع حماى ضريه و به لفظ سرير [و] به معنى آن چيزى كه بر سر او نشينند خطاست.
تضارع: به ضم اوّل و به ضم راى مهمله و گاهى را، را كسر كنند و اوّل را مفتوح خوانند.
تعار: به كسر تا و اهمال عين كوهى است در قبلۀ ابلى.
تعهن: به كسر تا و ها و به فتح هر دو، نظر به بعضى قولها و به ضم اول و فتح ثانى و كسر ثالث نزد بعضى ديگر و بعضى گفتهاند كه دعهن به دال مهمله در بدل مثناة فوقانيه و بعضى ديگر تُعاهِن هم گفتهاند به ضم تا و كسر ها. مقصود از همه چشمۀ خراب شدهاى است در راه مكۀ شريفه بعد از سقيا به سه ميل و آنكه گفتهاند كه ميان قاحه و سقياست مردود است زيرا كه قاحه پيشتر از سقياست به ميلى.
تمنّى: به فتحتين و تشديد نون مكسوره زمينى است كه قاصد مدينۀ مُشرفه بعد از نزول عقبه هرشى [132 - آ] آن را قطع مىنمايد و در آنجا كوه چند است كه آنها را بيض مىنامند.
تناضب: 1 به ضم اوّل و كسر ضاد معجمه شعبهاى است از دَوّدا كه سيلش به عقيق مىريزد، امّا تناضب 2 به فتح تا و ضم ضاد و كسر او از اضاة بنى غفار 3 است كه بلندتر از سَرِف به نزديكى مكه.