339
فصل اول:در اوديه مدينۀ پرسكينه
وادى عقيق
بدان كه در فضيلت اين وادى شريف احاديث صحيح بسيار وارد شده و شعرا و فصحا و بلغا در مدح آن اشعار بلاغت شعار فصاحت دثار بسيار گفتهاند. در صحيح است از ابن عمر كه گفت: شنيدم رسول را - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - كه مىگفت: آيندهاى در اين شب به من آمده گفت كه نماز گزار در اين وادى مبارك و ابوغسان گفته كه خبر داد مرا غير واحد از اهل مدينه كه هر گاه كه به عمر خبر مىرسيد كه در وادى عقيق سيل مىآمد مىگفت برويد به ما، به سوى اين وادى مبارك و آبى كه از هر كجا مىآمد ما 1 تمسّح مىكرديم به آن و ايضاً مروى شده كه رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - به سوى عقيق سوار شد از آنجا به سعادت معاودت نمود گفت: يا عايشه آمديم از وادى عقيق چه نرم است موطاى او يعنى محل كوفتن 2 او و چه خوش است آب او. پس عايشه گفت: يا رسولاللّٰه پس چرا ما انتقال نمىكنيم به آن وادى شريف و مكان لطيف؟ جواب فرمود:
چون توانيم انتقال كرد كه مردم در اينجا خانهها بنا كرده[اند].
از انس - رضىاللّٰه عنه - مروى شده كه بيرون آمديم [125 - ب] با رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - به سوى وادى عقيق، پس به من گفت: يا انس بگير اين مطهّره 3 را و