294
ابوسفيان بن الحارث بن عبدالمطلب
گويند كه پيش از فوت خود به دو روز يا به سه روز قبر خود را كنده و بعد از آن متوفى گشته. ظاهراً از آثار منقوله در باب مدفن شريفاش آن است كه او در مشهدى است كه منسوب است به عقيل زيرا كه مذكور است كه در دار عقيل قبر خود را حفر نمود و آن مشهد از جملۀ دار اوست.
ازواج طاهرات رسول اللّٰه
- صلى اللّٰه عليه و آله و سلم
غير خديجه كه به مكه است و ميمونه كه به سرف است، در صحيح است كه عايشه به عبداللّٰه بن الزبير 1 وصيت كرد كه مرا دفن مكن با ايشان. يعنى نبى و صاحبين او، بلكه دفن كن مرا در بقيع به نزد صواحب من يعنى ازواج طاهرات و مشهد ايشان معروف است در قبلۀ دار عقيل. اصلش آنكه چون عقيل در دار خود چاه كند سنگى برآمد بر آن نوشته كه «قبر ام حبيبه بنت صخر بن حرب امّ المؤمنين» و عقيل آن چاه را دفن كرده در موضع او خانهاى بنا كرد.
عثمان بن عفان
مروى شده است كه عثمان بن عفان موضع قبرى از عايشه طلب كرده بود و او داده و بعد از قتل [109 - آ] او خواستند كه او را در آنجا دفن كنند، اهل مصر منع كرده گفتند كه ما بر او نماز نمىكنيم و ايضاً روايت كردهاند كه ام حبيبه - رضىاللّٰه عنها - آمده در مسجد شريف ايستاده گفت: يا مىگذاريد ميان من و دفن اين مرد و يا مىدرآيم و كشف مىكنم ستر 2 رسول را - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم. پس گذاشتند تا كه جبير بن مطعم و حكيم بن حَزام و عبداللّٰه بن الزبير با جماعت ديگر برداشته به بقيع بردند ابن بحره يا ابن نجدۀ ساعدى ايشان را منع كرد. پس ايشان آن را برداشته به حش كوكب بردند و در روايتى حكيم بن حزام بر وى نماز كرد و حش كوكب، بستانى بود كه مردم از دفن كردن مردههاى خود در آنجا احتراز مىكردند و بنى اميه آن موضع را در بقيع ادخال نمودند و آمده است كه