290
قبر فاطمه بنت اسد مادر اميرالمومنين على - عليهالسلام
از اخبار وارده در قبر شريف او يكى آن است كه دفن كرد او را رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - در روحاء مقابل حمام ابى قطيفه 1 و اين نخلى است در شامى مشهد سيدنا ابراهيم - عليه و على ابيه افضل الصلوات.
ديگر آنكه مدفون شده است سيدنا عباس بن عبدالمطلب نزد قبر او در اول مقابر بنىهاشم كه در دار عقيل است و اينها همه صريح است در مخالفت آن موضعى كه عندالناس معروف است به مشهد او - رضىاللّٰه عنها - و مستبعد است كه رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - دفن كند او را در موضعى كه در اقصاى بقيع است بلكه از بقيع نيست زيرا كه خواهد آمد كه مدفن عثمان از بقيع نبود و بعيد است كه ترك كند مجاورت عثمان بن مظعون را با وجود آن حديثى كه مذكور شد در دفن او - رضىاللّٰه عنه - و در دفن او - رضىاللّٰه عنها. در حديث آمده كه چون از قبر و لحد او فارغ شدند [107 - آ] رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - به قبر او فرود آمد و در لحد او پهلو چسبيد و در آنجا قرآن خواند و بعد از آن پيراهن مبارك خود را بيرون كرده فرمود كه او را در آن پيراهن بپيچند و بعد از آن در نزد قبرش بروى نماز كرد و نه بار تكبير گفت و فرمود كه هيچ كس از ضغطۀ قبر يعنى فشردن او معفو نشد الّا فاطمه بنت اسد. و در بعضى روايات آمده كه در جانب سر او نشست و گفت كه خداى بر تو رحمت كناد! اى مادر من بعد از مادر من و در روايت ديگر آنكه گفت:
«اللهم اغفر لاُمّى فاطمة بنت اسد و وسع عليها مدخلها بِحَقِّ نَبيِكَ وَالْاَنْبياء الذين 2 من قبلى فانك ارحم الراحمين.»
از عبدالرحمان بن عوف - رضىاللّٰه عنه - مروى شد كه چون بر موت مشرّف شد عايشه به او كس فرستاد گفت كه بيا به سوى رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - و به سوى برادران خود يعنى مدفون شو در پهلوى ايشان، در جواب گفت كه خانۀ تو را بر تو تنگ نمىكنم و به درستى كه عهد داشتم به عثمان بن مظعون كه هر يك از ما كه بميرد بايد كه در پهلوى صاحب خود مدفون شود. پس عايشه فرمود كه به جنازۀ او بر من مرور كنيد به مقتضاى امرش. جنازۀ او را بر وى گذارنيدند و او بروى نماز كرد و ايضاً مروى شده كه