270وآله وسلم - بنى النضير را محاصره كرد و قبۀ مباركش را نزديك مسجد فضيخ نشانده بودند و نماز را شش شب در موضع مسجد فضيخ ادا مىنمود و چون خمر حرام شد آن خبر به ابوايوب و جماعتى از انصار كه در موضع آن مسجد به شرب فضيخ مشغول بودند رسيد، ايشان بند سقاى فضيخ را گشادند تا در آنجا ريخته شد و به اين سبب مسما شد به مسجد فضيخ. واقعۀ ريختن فضيخ يا پيش از آن بود كه آن موضع را مسجد سازند و يا قبل از علم به نجاست فضيخ - واللّٰه اعلم. فضيخ بر زن فعيل نوعى شراب است از بُسر چنان كه در اختصار النهايه است و در قاموس مىگويد: فضيخ عصير عنب و شرابى است كه از بُسر مىگيرند.
صاحب تاريخ مىگويد: نديدم مآخذى از براى قول مطرى كه امروز اين مسجد معروف است به مسجد شمس، اين تسميه گويا كه بنابر آن است كه اين مسجد در مكان مرتفع است كه اثر شمس در اول طلوع بر آنجا مىافتد و اما آنكه اعادۀ شمس در آنجا بوده باشد اصلاً و قطعاً مظنون نيست زيرا كه اين واقعه در صهباى خيبر بود.
مسجد بنى قُريظه 1:
نزديك حرّۀ شرقى بنى قريظه است بر در حديقهاى كه [99- ب] معروف است به حاجره. در صحيح است كه اهل قريظه بر حكم سعد بن معاذ فرود آمدند، پس رسول - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - به سعد كس فرستاد و سعد به خرى سوار شده به خدمت آمد و چون به مسجد نزديك رسيد رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - انصار را فرمود كه از براى سيد خود برخيزيد.
ابن نجار گفته كه اين مسجد بزرگ است و امروز باقى است و در وى شانزده استوانه است كه بعضى از آنها افتاده و سقف ندارد و بعضى ديوارهاى او نيز افتاده و اصل بنايش بر هيئت مسجد قبا بوده و مطرى گفته كه مناره داشته در موضع منارۀ مسجد قبا و منهدم شده و سنگهاى او را همه برداشتهاند و اثر آن تا عشر اول بعد از هفتصد سال باقى بود