261وسلم - فرمود كه «ارخ زمامها و ابنوا على مدارها فإنّها مأمورة 1» يعنى مهار او راست بگذار. و فرمود كه بنا كنيد بر مدار اين ناقه كه او مامور است يعنى بناى مسجد را برگردش و دوران او كنيد.
ايضاً مروى شده كه چون رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - مدينه را به قدوم شريف خود مُشرّف ساخت به اصحاب فرمود كه بياييد به ما كه به اهل قبا سلام كنيم پس به نزد ايشان آمده بر ايشان سلام كرد و ايشان مرحبا گفتند: بعد از آن فرمود: اى اهل قبا، سنگ بياريد براى من از اين حرّه، پس سنگ بسيار مجتمع شد و به آن حضرت - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - عنزهاى 2 بود يعنى عصا نيزه كه به آن عنزه، قبله را خط كشيده به دست مبارك سنگى نهاده فرمود: يا ابابكر سنگى بگير و در پهلوى سنگ من بنه و بعد از آن گفت يا عمر سنگى بردار و در پهلوى سنگ [95 - ب] ابوبكر بگذار و بعد از آن گفت يا عثمان سنگى بگير و در پهلوى سنگ عمر بمان، بعد از آن به مردم التفات نموده، فرمود:
هر كه سنگ خود را در جايى كه دوست مىدارد بگذارد بر خط مذكور.
ايضاً طبرانى به رجال ثقات روايت كرده از شموس بنت نعمان 3 كه گفت: نظر كردم به سوى رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - در آن زمان كه قدوم فرموده به نزول خود مشرّف ساخت و تأسيس كرد اين مسجد را يعنى مسجد قبا را و ديدم كه مىگرفت سنگ را و برمىداشت و از گرانى خم مىشد و مىديدم سفيدى خاك را در شكم و ناف مُباركش و مىديدم كه اصحابش مىآمدند و مىگفتند پدر و مادر ما فداى تو باد ما كفايت اين كار مىكنيم تو را به اين شغل چه حاجت؟ و او مىفرمود كه نى، تو نيز برو و مثل اين سنگى