252نيز مروى شده كه رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - به نزد بنى ساعده آمده به ايشان گفت: پيش شما براى حاجتى آمدهام و آن اين است كه مكان مقابر خود را به من بدهيد كه بازار سازم، ايشان آن را دادند و آن حضرت - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - بازار ساخت و منقول شده كه عرض بازار مدينه ما بين مصلّا بود تا جرار سعد [93 - آ] بن عباده 1 در جهت شام و اين جرارى بود كه سعد - رضىاللّٰه عنه - بعد از وفات مادر خود در آن جرار به مردم آب مىداد و محلّ آن قريب به ثنية الوداع بود چنان كه مفهوم مىشود از سخنان اهل تاريخ و گفتهاند كه سوق مدينه را بقيعالخيل مىگفتند؛ از عايشه در حديثى آمده كه به عنوان بقيعالمصلا. ذكر كرد؛ احاديث ديگر نيز در اين مضمون وارد است و آنكه اين بقيع را به بقيع غرقد از روى وهم حمل نموده غلط كرده.
اما سور مدينه يعنى حصار آن:
بدان كه در قديم مدينۀ مُشرّفه سور نداشت و كسى كه تأمل كند در آنچه مذكور شده است از منازل قبايل مهاجرين و انصار - رضواناللّٰه عليهم اجمعين - سعت عظيم 2 مدينه را داند و اتصال قراى آن را معلوم نمايد.
خواهد آمد كه قبا مدينهاى بود عظيم متّصل به مدينۀ رسول كريم - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - و اول كسى كه به مدينۀ شريفه سور ساخت بعد از خرابى اطراف مدينه، عضدالدولة بن بويه بود بعد از سال سيصد و شصت در خلافت الطائع للّٰهبن المطيع للّٰهو بهمرور زمان و طولدوران به خراب مدينه آن سور خراب شد نماند از او الّا آثار و رسم آن.
ابن خلكّان بعد از ذكر خرابى گفته: تجديد نمود آن را جمالالدين محمد اصفهانى صاحب رباط عجم در سر سال چهارصد و چهلم از هجرت و بعد از آن در بيرون مردم بسيار شدند، در اين اثنا ملك عادل سلطان نورالدين محمود بن زنگى به سبب خوابى كه ديده بود به مدينه آمد و چون عزيمت رجوع نمود مردم فرياد برآورده استغاثه نمودند و محنتى كه از ممّر عدم سور 3 مىكشيدند، عرضه داشتند، پس امر فرمود به بناى سور و مبنى شدن آن سور در سال پانصد و پنجاه و هفت.
صاحب تاريخ مىگويد: همان سور است كه تا زمان ما باقى است و در دروازۀ بقيع در روى صفحۀ آهنين نوشتهاند:
«هذا ما امَر بعمله العبد الفقير الى اللّٰه تعالى محمود بن زنگى بن [93 - ب]