219صاحب تاريخ مىگويد: بعد از اين حادث شد بستن در به حيثيتى كه متمكن نمىشود از دخول به آن محل شريف الّا كسى كه چاهى دارد يا از او دنيايى متوقع است و ساير مردم محروماند از تبرك جستن به آن مواضعى كه داخل آن شباك است و اين در دولت [اشرف] برس بيك 1 حادث شده و بعد از آن زينالدين كتبغا 2 در سنۀ اربع و تسعين و ستمائه شباكى كه بر سقف منتهى مىشد بر داير آن عمارت كرد و بعد از آن در چهارم بر آن، افزودند، در دولت ناصر نزد مؤخر مسقف قبلى سنۀ تسع و عشرين و سبعمائه و بعد از آن در دولت ظاهر 3 جقمق در پيش اين در رابع سقفى لطيف كه مقدار شش گز باشد احداث نمودند و فرش او را از رُخام ساخته به بساط زينت نمودند در سنۀ ثلاث و خمسين و ثمانمائه و در حريق ثانى چون همۀ اين امور مذكور احتراق يافت در جهت قبلى شباكى ساختند از نحاس و در بالاى آن شبكهاى از نحاس همچو زره بافته 4 تا بالا گرفتند به جهت منع كبوتر از دُخول به آن محل منور معطّر و ساير جهات ثلاثه را شباكى از آهن ساخته بالاى او را به طريق مذكور شبكه گرفتند و درها را نيز از آهن ساخته بالاى او را به طريق مذكور شبكه گرفتند و درها را نيز از آهن ساختند مگر در قبلى كه آن را از ساج مشبك ساختند و مشبك ديگر كه فاصل 5 است ميان حجرۀ شريفه و ميان رحبهاى كه در خلف مثلث حجرۀ شريفه است ساختند به حيثيّتى كه بعضى از آن مثلث در آن داخل شد و محل شد مستقل كه دو در دارد و از پنجا به مقصوره در مىآيند و كأنّه كه موضع خانۀ فاطمه - عليهاالسلام - است.
امّا قبهاى كه محاذى حجرۀ شريفه است از جانب بالا در قديم نبوده تا زمان منصور قلاوون بلكه در قديم در محاذى حجره از جانب بالا در سطح مسجد به خشت پخته خظيرهاى جهت علامت به قدر قامت ساخته بودهاند و در سنۀ ثمان و سبعين و ستمائه 6