218نمىداند كه كجا دفن كرده [است].
بعد از اين واقعه نيز اشياى بسيار جمع شده بود و در سنۀ اربع و عشرين و ثمانمائه، امير عزيز بن هبازع بن هبة الجّمازى 1 پارهاى از آن را بر سبيل قرض گرفت و لايزال قناديل در زيادتى بود تا آنكه برغوث بن بتير الحسينى و دبوس بن سعد الحسينى الطفيلى در سنۀ ستين و ثمانمائه بر طايفهاى از اين قناديل در موسم حج گُذر كردهاند و آنها ديدهاند طامعه ايشان در حركت آمده به حيله به ديوار مسجد بالا مىرفتهاند و از سقف فرود مىآمده تا آنكه چيزى بسيارى از آنها گرفتهاند و هيچ كس مطلع نشده الّا بعد از مدتى و بعد از آن ايشان را گرفتند و بعضى از آن چيزها را رد نموده ايشان را كشتند.
صاحب تاريخ مىگويد: به ما رسيد كه متولّى عمارت ابن زمن 2 به قايتباى تزيين و تحسين نموده كه آنچه در قبه جمع شده آن را به مصر برده در عمارت مسجد صرف نمايند و به سخن او پارهاى را قبل از حريق بردند اما مقصورهاى كه در دور حجرۀ شريفه و بيت فاطمه است - رضىاللّٰه عنها - سلطان بيبرس آن را احداث نموده از پنجرۀ چوبين به قد قامت در سنۀ ثمان و ستين، و سه در نهاده قبلى و شرقى و غربى از حد ستونهايى كه در يلى حجره است و از جانب شامى تا مسجد نبى - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - و پارهاى از روضۀ شريفه را به اين شباك حجره داخل 3 كرده كه از صلات در آن مانع است و از هيچ كس از علما و صلحا مسموع نشد كه او را از اين منع كرده باشند و آنكه گفتهاند كه سلف او در اين كار عمر بن عبدالعزيز است غلط است زيرا كه چنان كه بالا گذشت چيزى از روضه را ادخال نكرده وى را تقديرى كه كرده باشد بنا بر ضرورت محافظت قبر شريف و براى آنكه مخالف بناى كعبه شود بوده نه آنكه به غير ضرورت بوده، ليكن از كلام شيخ مجدالدين لغوى 4 چنان معلوم مىشود كه در او دائماً مفتوح بوده كه هر كه مىخواسته در آنجا نماز مىكرده و از كلام ابن جماعه [76 - ب] نيز معلوم مىشود كه در غير ايام موسم حج مفتوح بوده [است].