164انداخت كه قلعه را دادند كه هر چه رسول - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - خواهد آن كند پس آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - [54 - ب] مىخواست كه ايشان را قتل كند، عبداللّٰه بن ابىّ از ايشان درخواست نمود كه خلفاى او بودند و آن حضرت به او بخشيد و ايشان را از مدينه به سوى اذرعات 1و 2 اخراج نمود و از جمله چيزهايى كه از ايشان گرفت يكى زره سغديّه 3 است، كه مىگويند كه داوود - عليهالسّلام - آن را پوشيده، جالوت را كشته.
ديگر غزوۀ سويق است در ذيقعده 4.
ديگر گزاردن نماز عيد است.
ديگر قربانى كردن اوست - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - به گوسفندى.
ديگر بنا كردن اميرالمؤمنين على - عليهالسلام - به فاطمۀ زهرا - سلاماللّٰه عنهما.
ديگر وفات رقيّه بنت رسول - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم.
سنۀ ثالثه:
در اين سال آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - فرمود: «من لكعب بن الاشرف؟» يعنى كه كيست كه او را بكشد؟ مجمل قصّۀ او آنكه او شاعرى [كعب بن اشرف] بود از احبار يهود. بعد از بدر مسلمانان را هجو كرده به سوى مكّه رفت و قريش را بر حرب مسلمانان تحريض كرد، پس آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - اين سخن را در حق او فرمود و مُحمّد بن مسلمه با نفرى چند رفته او را به قتل رسانيد.
ديگر غزوۀ كدر است كه قرقرة الكدر نيز گويند.
ديگر غزوۀ انمار است، ابوحاتم غزوۀ ذات الرّقاع و غزوۀ نخل را ذكر نكرده بنابر اتحاد آن دو غزوه به مذكور.
ديگر سريه قَرْدَه است كه امير ايشان زيد بن حارثه بود - رضىاللّٰه عنه - كه در قرده