155مىترسيدند كه مبادا كه آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - به ميان اوس درآيد و اوس نيز اين خوف را داشتند و اسعد بن زراره به سبب آنكه شخصى را در روز بُعاث كشته بود، در آن روزهاى اوّل نتوانست به صُحبت شريف رسيد تا كه آن حضرت - صلى اللّٰه عليه وآله وسلم - پرسيدند كه اسعد بن زراره كجاست. سعد بن خيثمه و مُبشر و رفاعه گفتند كه او از ما كسى را كشته بود يعنى، از براى اين حاضر نشده تا شبى اسعد بن زراره ميان شام و خفتن روى خود را پوشيده به خدمت آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - رسيد و شب در خدمت ايشان بود چون صباح شد رسول - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - به سعد بن خيثمه و مُبشر و رفاعه فرمود كه اسعد را در جوار خود گيريد. ايشان گفتند كه يا رسول اللّٰه تو در جوار خود گير كه جوار در جوار توست. ايشان فرمود كه بايد كه بعضى از شما او را در جوار خود گيرد، سعد بن خيثمه گفت: او در جوار من است و به خانۀ اسعد رفت و اسعد را گرفته دست به دست و دوش به دوش تا بنى عمرو آورد و بعد از آن اوس گفتند كه يا رسول اللّٰه ما همه جار اوييم و بعد از آن اسعد نزد آن حضرت - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - بىانديشه آمد و رفت مىكرد و تأسيس آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - مسجد قبا را در باب خامس خواهد مذكور شد.