154پس آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - به همراهى ايشان به جانب دست راست خود ميل فرمودند كه به همراهى ايشان در قبا در ميان بنى عمرو بن عوف به خانۀ كلثوم بن هدم نزول نمودند و قولى آنكه قدوم آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - در شب بود. ليكن اكثر برآنند كه در روز بود. و در آن زمان مردم رسول را - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - نمىشناختند و تميز نمىكردند از ابوبكر تا آن زمان كه آفتاب بر ايشان تافت و ابوبكر برخاسته بر سر مبارك آن سرور - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - سايه انداخت به رداى خود و چون به خانۀ كلثوم تشريف نمودند كلثوم غلامى داشت نجيح نام، او را ندا كرد گفت: يا نجيح. آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - به ابوبكر التفات نموده فرمودند كه نجاح يافتى و نجاح يافتيم و فرمودند كه براى ما رطب بيار، پس كلثوم خوشۀ خرما كه پارۀاى منصّف و پارهاى زُهو 1 بود آورد آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - پرسيد كه اين چيست؟ گفت كه عذقى 2 است از امّ جردان. پس آن حضرت - صلى اللّٰه عليه وآله وسلم - گفت: «اللهم بارك فى امّ جردان» و اكثر برآنند كه روز نزول ايشان دوشنبه بود و بعضى ديگر بر سبيل شذوذ گفتهاند كه جمعه بود بعد از گذشتن دوازده شب از ربيع الاول.
از ابن عباس مروى است كه در بنى عمرو سه شب اقامت نمودند و مكان نزول خود را مسجد ساختند بعد از آن بنى عمرو بنا كردند و همان [50 - ب] مسجد است كه اساس او برتقوى است.
بُخارى از عروه روايت كرده كه اقامت ايشان در بنى عمر و ده روز و چيزى بود و در قولى بيست و دو روز و در قولى چهارده شب. صاحب تاريخ قول اخير را گفته كه به قول اولى است از غيرش و حضرت 3 على - كرم اللّٰه وجهه و عليه السلام - بعد از آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - سه روز اقامت نموده و ودايع مردم را به ايشان رد نموده مُتوجّه مدينه شده در قبا به آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - مُلحق شده در خانۀ كلثوم بن هدم نزول فرمود و گفته كه چون ميان اوس و خزرج عداوت بود خزرج