65رسول خدا(ص) فاطمه(س) را ببيند شادمان مىشود. بدين جهت به خانۀ آن بانوى بزرگ رفتند و مشاهده كردند در حالى كه با آسياب دستى آرد جو تهيه مىكرد، به خواندن آيۀ: ( وَ مٰا عِنْدَ اللّٰهِ خَيْرٌ وَ أَبْقىٰ ) (قصص:60) مشغول است.
اصحاب، موضوع گريۀ پيامبر را به اطلاع فاطمه(س) رسانيدند و آن بانوى بزرگ نيز؛ به سوى خانۀ رسول خدا(ص) حركت كرد. سلمان فارسى مىگويد: «حضرت فاطمه(س) چادرى پوشيد كه دوازده جاى آن، با نخهاى موئين درخت خرما وصله خورده بود».
آنگاه رسول خدا(ص) فرمود: «سلمان! اين را بدان كه دختر من از گروه سابقين است 1 و به مقام والاى تقرّب خداوند دست يافته است».
5. دعوت فاطمه(س) و دعاى نور
عبدالله، فرزند سلمان از پدر خود روايت كرده است كه: «ده روز از وفات رسول خدا(ص) گذشته بود، وقتى از خانه بيرون آمدم، با على(ع) برخورد كردم، آن حضرت فرمود: اى سلمان! تو نيز بعد از وفات رسول خدا(ص) به ما جفا كردى؟!
گفتم: اى مولاى محبوب من! من نامهربان نشدهام، آيا چگونه ممكن