56اى سلمان! خداوند متعال دربارۀ من از مردم پيمان گرفته است و درستكار واقعى كسى است كه مرا تصديق كند و دروغگو كسى است كه مرا تكذيب نمايد و قهراً چنين كسى در آتش جاى خواهد داشت.
به هر حال، اى سلمان! من حجّت بالغۀ الهى، معجزۀ جاويدان خداوند، سفير سفراى آسمانى و مصلح امّت هستم.
سلمان، با شنيدن اين سخنان گفت: اى اميرمؤمنان! من مقام و منزلت تو را در تورات و انجيل يافتم، پدر و مادرم به قربانت، اى شهيد كوفه! به خداوند اگر اين جهت نبود كه مردم شوق زده شوند يا به وحشت افتند و بگويند: خداوند قاتل سلمان را رحمت كند، دربارۀ عظمت مقام تو سخنى را مىگفتم كه افراد شگفت زده شوند (يا به خاطر عدم درك آن وحشت كنند!) زيرا تو آن حجّت الهىاى هستى كه به وسيلۀ تو راه توبۀآدم(ع) باز شد و بدين وسيله، يوسف(ع) از قعر چاه نجات يافت. 1
4. ظهور امام غايب(عج)
در يكى از سفرهايى كه سلمان به عراق رفته بود و ياران امام على(ع) به استقبال او آمده بودند، در همين فصل بخشى از مطالب او را تحت