139
ب) انفاق حقوق
حسن بصرى مىگويد: حقوق ساليانۀ سلمان از صندوق بيت المال، پنج هزار درهم بود و هر وقت حقوق خويش را دريافت مىكرد، آن را در راه خدا به نيازمندان انفاق مىنمود و چون در مدينه زنبيل بافى را آموخته بود، در مدائن نيز زنبيل مىبافت، آن را مىفروخت و از درآمد آن زندگى خود را اداره مىكرد، از كسى هم چيزى نمىگرفت و مىگفت: « لا احِبُّ أنْ آكُلَ إلاّ مِنْ عَمِلِ يَدي » 1؛ «دوست نمىدارم جز از دسترنج خود ارتزاق كنم».
ج) زهد و ساده زيستى
سادهزيستى براى سلمان، استاندار مدائن نه تنها يك شيوۀ آرمانگرايانه بود، كه باعث كاهش مخارج و قيد و بندهاى دست و پاگير مىشد، بلكه يك نوع راه پيشگيرى از تخلّفها و انحرافهاى ديگران و نيز الگويى رفتارى - آموزشى و مديريتى كارساز محسوب مىشد.
در تاريخ آمده: وقتى سلمان به مدائن وارد شد، نپذيرفت كه در دارالاماره ساكن شود، بلكه در سايۀ ديوار مسجد استقرار يافت. به او پيشنهاد كردند، كه برايش خانهاى بسازند، ولى وى نپذيرفت. مردى گفت: خانهاى برايت مىسازم كه مطابق ميل تو باشد و آنگاه كه آن مرد