173تعبير، نشاندهنده آن است كه نماز، يعنى ايمان، و بىنمازى يعنى بىايمانى.
شادابى و نشاط به هنگام نماز
در دو آيه از قرآن كريم، نماز خواندن با كسالت، از ويژگىهاى منافقان شمرده شده؛ آنجا كه آمده است: إِنَّ الْمُنٰافِقِينَ يُخٰادِعُونَ اللّٰهَ وَ هُوَ خٰادِعُهُمْ وَ إِذٰا قٰامُوا إِلَى الصَّلاٰةِ قٰامُوا كُسٰالىٰ يُرٰاؤُنَ النّٰاسَ وَ لاٰ يَذْكُرُونَ اللّٰهَ إِلاّٰ قَلِيلاً ؛ «و هنگامى كه به نماز مىايستند، از روى كسالت مىايستند». (نساء: 142) و نيز: وَ مٰا مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقٰاتُهُمْ إِلاّٰ أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللّٰهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لاٰ يَأْتُونَ الصَّلاٰةَ إِلاّٰ وَ هُمْ كُسٰالىٰ وَ لاٰ يُنْفِقُونَ إِلاّٰ وَ هُمْ كٰارِهُونَ ؛ «و نماز به جا نمىآورند جز با كسالت» . ( توبه: 54)
چنين نمازى از درون تهى و بىارزش و نشانه بىتوجهى است. در اسلام به نماز بهويژه در اول وقت بسيار تأكيد شده است؛ چنانكه قرآن كريم مىفرمايد فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * اَلَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاٰتِهِمْ سٰاهُونَ ؛ «پس واى بر نمازگزارانى كه از آن غافلند». (ماعون: 4 و 5)
مراد از سٰاهُونَ در آيه بالا، كسانى هستند كه از اصل نماز غافلند؛ گاه آن را نمىخوانند و گاه آن را براى آخر وقت مىخوانند و يا در نماز حضور قلب ندارند.
در روايتى سازنده و هشداردهنده از امير مؤمنان(ع) درباره اهميت نماز آمده است :
هيچ كارى نزد خداوند محبوب تر از نماز نيست. پس نبايد در وقت نماز، هيچ يك از امور دنيا شما را به خود مشغول سازد