123شده است و اين به خاطر آن است كه پاداشهاى خداوند، از سرچشمهى رحمت و لطف بىنهايت اوست.
پيامها:
1- هم خلافكار را توبيخ كنيم وهم درستكار را تشويق.
در آيهى قبل خلافكارانى كه در محضر پيامبر صلى الله عليه و آله بلند صحبت مىكردند توبيخ شدند، اين آيه و آيات بعد، افراد مؤدّب را تشويق مىكند. «إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ ... لَهُمْ مَغْفِرَةٌ ...» آرى، سرزنش وتشويق بايد در كنار هم باشد.
2- ادب ظاهرى، نشانهى تقواى درونى است. «اَلَّذِينَ يَغُضُّونَ ... امْتَحَنَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوىٰ » (يعنى كسانى كه صداى خود را پايين مىآورند، دلهاى باتقوايى دارند)
3- اكنون كه در محضر پيامبر صلى الله عليه و آله نيستيم، باز مسئلهى ادب در زيارت مرقد حضرت و نسبت به جانشينان آن حضرت همچنان در جاى خود باقى است.
4- ادبهاى مقطعى و لحظهاى نشان دهندهى عمق تقوى نيست. «يَغُضُّونَ أَصْوٰاتَهُمْ » (فعل مضارع و نشانهى استمرار و عميق بودن است)
5 - در قرآن هرجا كلمهى « مغفرت » و« اجر » آمده، اوّل سخن از مغفرت است. زيرا تا از گناه پاك نشويم، نمىتوانيم الطاف الهى را دريافت كنيم. «لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ »