65بديهى است كه ظهور چنين فضايلى در شخصيت على عليه السلام زمينه ساز حسادتها و رقابتهاى فراوان در مقابل على عليه السلام مىگرديد و در شرايطى به بدگويىهايى دربارۀ آن حضرت نيز مىانجاميد. با چنين زمينهاى طرح رهبرى على عليه السلام بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله چه واكنشى مىتوانست داشته باشد؟
ب- چنانكه مىدانيم على عليه السلام در جنگهاى اسلام (از جمله: بدر، احد، احزاب، حنين و...) بسيارى از پهلوانان قريش و سران شرك و كفر را به خاك افكند؛ كسانى كه بعدها بستگانشان - پس از فتح مكه - به اسلام گرويدند. اين موضوع چيزى نبود كه خاطرۀ آن به سرعت از اذهان زدوده شود؛ آنهم در بين اعراب كه مهمترين عامل وحدتشان پيوندهاى خونى و اتحادهاى قومى و قبيلگى بود. از اين رو حتى پس از برچيده شدن بتپرستى و مسلمان شدن بزرگان قريش از جمله ابوسفيان، كينهتوزى قريش و به خصوص بنىاميه نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام از بين نرفت و آنان گر چه به ظاهر اسلام را پذيرفته بودند، اما همواره مترصّد تصفيه حساب با رسول خدا صلى الله عليه و آله و خاندان او بودند. حادثۀ رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز نشان داد كه قريش مهمترين نقش را در تحولات جامعۀ اسلامى ايفا كرده و نه تنها اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله ، كه انصار مدينه را نيز از بسيارى از حقوقشان محروم نمود. در اين شرايط رهبرى على عليه السلام كه