48چهار نفر از صحابه با يكديگر قرار گذاشتند به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رفته و آن حضرت را از عملكرد على عليه السلام (در حفظ غنائم و سختگيرى در تقسيم آن) با خبر سازند.
لذا يكى پس از ديگرى شروع به سخن كردند و دربارۀ على عليه السلام اظهار داشتند كه على عليه السلام چنين و چنان كرده، پيامبر صلى الله عليه و آله به سخنان آنان گوش فرا داده امّا سكوت پيشه ساخت. تا آنكه نفر چهارم به ايراد سخن پرداخت و سخنانى نظير افراد قبل از خود به زبان آورد. در اينجا بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله در حالىكه خشم از چهرۀ مباركش هويدا بود برخاست و فرمود: «ما تريدون من علي؟ ما تريدون من علي؟ إنَّ عليّاً منّي وأنا منه وهو وليّ كلّ مؤمن من بعدي» 1 يعنى: از على چه مىخواهيد؟ از على چه مىخواهيد (مگر نمىدانيد كه) على از من است و من از على هستم و او ولى و سرپرست هر مؤمنى پس از من است.
مطابق حديث ديگر رسول خدا صلى الله عليه و آله كار على عليه السلام در تقسيم غنائم و جز آن را تأييد كرده فرمود: «از بدگويى دربارۀ على دست برداريد كه او در اجراى دستور خدا بسيار دقيق و سختگير است و هرگز در زندگى او تملّق و مداهنه (سازش) وجود ندارد.» 2