27اسلامى نبودهاند كه با حسّاسيت فراوان تحوّلات اجتماعى را دنبال كرده و نگران رهبرى جامعۀ اسلامى پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله بودهاند و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در معرفى على عليه السلام به جانشينى خود، بهطورى كه خواهد آمد از مخالفت گروه ديگرى غير از آنان واهمه نداشته است.
ه - با توجه به نكات فوق روشن مىشود كه تنها مسألۀ مهم كه ابلاغ آن تا آن زمان به صورت همگانى و علنى صورت نگرفته بود، مسألۀ ولايت و رهبرى امت اسلامى پس از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و معرفى مصداق آن يعنى على عليه السلام بوده است كه حسّاسترين قضيه در آن شرايط بود.
و از آنجا كه امامت و رهبرى، اصلى در طول نبوت و رسالت به شمار مىرود، خداى متعال به رسول خود صلى الله عليه و آله اخطار نمود كه:
«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمٰا بَلَّغْتَ رِسٰالَتَهُ وَ اللّٰهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّٰاسِ ».
و پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله با مقدمههاى مناسبى كه در حديث غدير وجود دارد - مثل: «ايّها النّاس من اولى الناس بالمؤمنين من انفسهم» 1به انجام رسالت الهى خود مبادرت ورزيد.