137خمس معين كرد و اين در حقيقت يك نوع شريعت يوسفى بود، نه قانون فرعونى.
2. اگر واقعاً گرفتن خمس از زمينها يك قانون فرعونى است، پس چگونه حكومت اسلامى، از اراضى حكومتى به نام خالصهجات، ماليات مىگيرد. چه بسا ممكن است مالياتش بيش از خمس يا كمتر از آن باشد. در شريعت اسلام از نظر فقيهان اهل سنت، علاوه بر غنائم جنگى، در معادن، و گنج و فيئ يعنى زمينهايى كه بدون جنگ در اختيار حكومت اسلامى قرار گرفته خمس واجب است. 1آيا نويسنده اينها را نيز شريعت فرعونى مىداند؟!
3. نويسنده بر اثر پيشداورى براى اينكه شيعه را متهم به پيروى از شريعت فرعونى كند، ناخودآگاه پيامبر معصوم، حضرت يوسف عليه السلام را پيرو شريعت فرعونى دانسته، يوسفى كه سالهاى درازى در زندان ماند، تا دامناو به گناه آلوده نگردد. حال چگونه اين يوسف، قانونى وضع كرد كه همه بردۀ فرعون شوند؟! هرمحقق و نويسندهاى بايد مواظب باشد تا پيامبران خدا را به خاطر مطامع دنيوى خود، كوچك و ذليل ننمايد و آنان را همكار فرعون نشان ندهد.
* * *
مؤلفان هدفمند، انسانهاى مقدس و وارستهاى هستند كه براى هدفى مقدس قلم بر كاغذ نهاده و با سرمايههاى