97و مىفرمايد:
قَدْ كٰانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرٰاهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قٰالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنّٰا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمّٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ كَفَرْنٰا بِكُمْ وَ بَدٰا بَيْنَنٰا وَ بَيْنَكُمُ الْعَدٰاوَةُ وَ الْبَغْضٰاءُ أَبَداً حَتّٰى تُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ وَحْدَهُ ...
1
«براى شما در (سيرۀ) ابراهيم و يارانش سرمشق نيكويى است آنگاه كه به قومشان گفتند ما از آنچه جز خدا مىپرستيد بيزاريم، نسبت به شما كافريم و ميان ما و شما دشمنى و كينه پديد آمده تا به خداى يگانه ايمان آوريد...».
چنانكه ملاحظه مىكنيم، ابراهيم بانى كعبه و حج و پيامبرى كه آيين حنيف او اساس و معيار در آيين اسلام است، در مسألۀ برائت اسوه و سرمشق قرار گرفته و اين برائت تا بدانجا پيش مىرود كه بهصورت كينهاى آشتىناپذير نسبت به مشركان درمىآيد تا هنگامى كه آنان به صراط مستقيم توحيد بازگردند.
بدين ترتيب بر مؤمنان وحج گزاران و اهل قبله است كه قهرمان توحيد، ابراهيم عليه السلام را به عنوان اسوۀ حسنه سرمشق سازند و برائت از دشمنان خدا و بتهاى زمان و اقطاب شرك را كه كمر به نابودى اسلام و به ذلت كشيدن مسلمانان بستهاند طرد و نفى كنند و خطرشان را دست كم نگيرند و همانگونه كه در طواف و سعى و ساير مناسك قدم جاى قدم ابراهيم مىنهند، همچون ابراهيم نقاب از چهرۀ نمروديان زمان برافكنند و با شرك و بتپرستى و دجالهاى قرن، در هر چهرهاى كه هستند بستيزند و از آنها اعلام برائت كنند و قلب خويش را از كينۀ آنان لبريز سازند و تا