87هرگاه داراى بسط يد باشد و وضعيت ايجاب كند، بدان اقدام خواهد كرد.
انتصاب امير الحاج از سوى خلفا و حكام، امرى متداول بوده چنانكه اميرمؤمنان عليه السلام انجام اين مسؤوليت را به والى خود در مكه مىسپردند و دراينخصوص، نامههايىبه قُثَم بن عباس نوشتهاند، در يكى از آن نامهها چنين آمده است:
«أمّا بعدُ، فأقِمْ للنّاسِ الحَجَّ وذكِّرهُم بأيّامِ اللّٰهِ...»
«براى مردم حج را سر پا كن و آنان را به روزهاى خداوند تذكر ده...
و مردم مكه را امر كن از مسافران كه اسكان مىدهند اجاره نگيرند؛ چه، خداى سبحان فرمايد:
«در اين سرزمين آنان كه مقيماند و آنها كه از بيرون مىآيند مساوىاند»؛ سَوٰاءً الْعٰاكِفُ فِيهِ وَ الْبٰادِ 1«عاكف» كسى است كه مقيم در آنجاست و «بادى» كسى است كه از نقاط ديگر به قصد حج به مكه مىآيد.
چنانكه ملاحظه مىكنيم، والى مكه نه تنها موظف به اقامه و ساماندهى امر حج است بلكه مأمور است در امور اسكان و چگونگى آن دخالت كرده و از مردم بخواهد از زائران خانۀ خدا اجارهبها نگيرند.
چنانكه در ديگر روايات نيز توصيه شده كه مكه شهر مردم است و مردم اين شهر، خانههاى خود را به روى مردم بايد گشاده دارند و چنانكه تاريخ وحديث بيانگر است نخستين كسى كه اين حق را از زائران بيت سلب كرد معاويه بود كه دستور داد خانههاى مكه را با دربهاى مخصوصى محدود و محصور نمايند.