49فرستادۀ گرامى خدا، هنگام بازگشت از حجّةالوداع، در غدير خم، ضمن خطبۀ تاريخى خود فرمودند:
«معاشِرَ النّاسِ! إنّي أدَعُها إمامةً وَوراثةً في عَقِبي إلى يَومِ القِيامةِ...». 1
«هان، اى گروه مردم! من امر خلافت و رهبرى را به صورت امامت و وراثت در دودمان خويش تا روز قيامت به وديعه مىنهم...».
اين است ريشۀ امامت و مسير تاريخى آن كه به اجمال از نظر گذشت. مقصد اصلى ما بسط سخن در مسألۀ امامت نيست بلكه اشارتى است گذرا به تناسب ارتباط امامت با حضرت ابراهيم؛ يعنى بنيانگذار حج و نقشى كه امامت در شكلگيرى حقيقت حج و سرنوشت امت دارد كه توضيح آن را خواهيم داد.
4 - مسأله ولايت
«ولايت» بُعد عملى امامت و يكى از شؤون امام است. ولايت، پرتو ولايت الهى و تالى تلو آن است؛ إِنَّمٰا وَلِيُّكُمُ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا 2 آن كس را كه خداوند منصب امامت داده، ولايت خلق را بدو سپرده است. ولىّ خدا بر خلق قيموميّت دارد و از آنرو كه از سرچشمۀ وحى مدد مىگيرد و به مصالح خلق واقف و به خصلت «علم و عدل» آراسته است، نسبت به مردم از خودشان اولويت دارد؛ اَلنَّبِيُّ أَوْلىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ 3