23فريضۀ بزرگ لحاظ گرديده و جز از رهگذر اين ميقات عظيم قابل دسترسى نيست. تشكيل چنين اجتماع ميليونى از سراسر جهان كه با هزينۀ خود و كولهبارى از شور و اميد در اين ميعادگاه عشق و محبت گرد مىآيند، فرصت بىمانند و مناسبى را فراهم مىسازد كه در اين جمع بىنظير، به مسائل مشترك و حياتى خود بينديشند و به منافع مادى و معنوى كه قرآن بدان اشارت كرده دست يابند: لِيَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِي أَيّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ 1اگر به خطابهاى قرآن در امر به اين فريضه بنگريم، خواهيم ديد كه آيات دعوت به حج، از آغاز متضمن مفهوم اجتماعى فراگيرى است و مخاطبين آن «ناس» يعنى تودههاى انسانىاند؛ نظير آيۀ : وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجٰالاً وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ 2 كه منادى حج، حضرت ابراهيم عليه السلام ، مردم را از اعماق زمين فرا مىخواند تا پياده و سواره، از همه جا و با هر وسيله و از هر طبقه رهسپار حج شوند.
و آيه: وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ 3و نظاير آن، كه حج خانه خدا را بر مردمى كهداراى استطاعتاند فرض دانسته و استطاعت در مرحلۀ نخست، يك شرط عقلى است و محدوديت آن تابع شرايط ويژۀ فرد است نه چيز ديگر.
حج ادامۀ فلسفه جماعت و جمعه و عيد است ، ونيز فراگيرترين عامل، جهت پراكندگى مسلمين از هر ملت و كشور است. بدينسان حج به