169آگاه با تدوين قانون بر اساس رهنمودهاى آسمانى تشكيل شده باشد.
ابراهيم عليه السلام اين معنا وعنصر را به عنوان ركن پنجم در رديف اركان چهار گانه نياورد، بلكه آن را عنصر اصلى ومحور مىداند واركان چهارگانه را در اطراف آن طواف مىدهد؛ رَبَّنٰا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً... اينجاست كه بايد گفت كار پيامبران تأسيس حكومت است؛ حكومتى كه در رأس آن رهبرى الهى باشد تا هم آيات الهى را بر مردم تلاوت كند وهم مردم را به معارف غيب آشنا سازد، هم حكمتهاى آسمانى را فراسوى مردم نصب كند وهم بهفكر تهذيب وتربيت وتزكيۀ امّت باشد». 1
مكه در جغرافياى جهان
نقش محورى كعبه در وحدت امّت مسلمان وموقعيت شهر مكه وحرم ومركزيت آن در جغرافياى معنوى جهان اسلام شايان توجه است.
چنانكه مىدانيم، هر كشورى عاصمه و مركزى دارد كه ديگر نقاط كشور را زير پوشش حكومت مركزى قرار مىدهد. اين مركز بگونهاى انتخاب مىشود كه ارتباط و دسترسى به آن براى همۀ مردم علىالسويه ميسّر باشد. و از آنجا كه حكومت اسلامى بر پايۀ توحيد، در قلمرو كشورهاى بدون مرز است، انتخاب مكۀ معظمه به عنوان «اُمّ القراى جهان اسلام» و كعبه به عنوان «نماد وحدت امّت» و تمركز حكومت الهى و نقطۀ جمع يك صدفه واتفاق نبوده بلكه يك گزينش حساب شدۀ زيبا و ظريفى است كه به لحاظ موقعيت مكانى وجغرافياى خاص صورت گرفته است.