168امكان پذير نخواهد بود وحكومت، زمانى فاضلهاست كه از يكسو حاكمى آگاه، وارسته، مدير ومدبّر در رأس آن قرار گيرد وادارۀ امورش را عهده دار باشد و از سوى ديگر مردمى آگاه ومطيع، امّت آن باشند. نه امام بدون امّتِ آگاه، توان تاسيس مدينۀ فاضله را دارد ونه امّت آگاه بدون امام.
ابراهيم خليل عليه السلام معمار و مهندس تمدّن، نقشۀ مدينۀ فاضله را بر اساس چهار ركن ويك هستۀ مركزى تنظيم نمود وآن را از خداوند تعالى مسألت كرد. اركان چهار گانه عبارتند از: «آبادى و عمران»، «امنيت»، «اقتصاد سالم»، «عواطف و آرامش دلها».
اگر در سرزمينى «امنيت» نباشد آزادى از آن رخت برمىبندد و اگر اقتصاد سالم نباشد معلوم است كه فرهنگ ساكنان آن پايين و پست شده و مسائل اخلاقى مراعات نمىشود و حتى با نبودن يكى از اين سه، زمينۀ كوچ فراهم مىشود. هيچ عاقلى حاضر نيست در شهرى كه فاقد اين اركان تمدن است زندگىكند. على بن ابيطالب عليه السلام فرمود: «لَيْسَ بَلَدٌ أحَقَّ لَكَ مِنْ بَلَدٍ، خَيْرُ الْبِلاٰدِ مٰا حَمَلَكَ». 1
بهترين شهرها جايى است كه توان رشد آدمى را تامين كند. آرى معمار تمدّن، ابراهيم خليل عليه السلام اين چهار اصل را براى تأسيس امّ القرى لازم وضرورى دانستند. محور اصلى وقطبى، كه اين چهار ركن در مدار او مىگردند، آن عنصرى است كه باعث مىشود تا يك سرزمين امن گردد و اقتصاد سالم داشته باشد. آزادى مردم تأمين ودلهايشان در آنجا بيارامد، حكومتى است كه در سايۀ وحى ورهبرى انسان كامل (معصوم) شكل يابد، حكومتى دست كه در سايه يك سياستمدار دين منشِ مدير، مدبر و