107اگر توجه كنيم كه نزول آيات برائت هنگامى بود كه جنگهاى پيامبر پايان يافته و طائف، حجاز، تهامه، نجد و بسيارى از قبائل جنوب شبه جزيره به اسلام گرويده بودند، حكمت تاريخى نزول اين آيات، كه شالودۀ معنوى دولت را سامان مىدهد، روشن خواهد شد. يك دولت نيرومند بايد داراى ايده و اعتقادى باشد كه همه بدان ايمان آورده و با تمام توان از آن دفاع كنند و كدام عقيده برتر از ايمان به خداى يگانهاى كه شريك ندارد و كدام عقيده همچون اعتقاد به بالاترين مظاهر هستى، كه جز خدا را در آن سلطنتى نيست و جز خدا را به ضمير راه نمىدهد، مىتواند نفس را بدينگونه مسخّر كند؟
حال اگر كسانى بخواهند در برابر اين اعتقاد كه زيرساز دولت اسلامى است ايستادگى كنند، اينان تبهكارانى هستند كه هستۀ مركزى ارتجاع و فتنه و فساد را تشكيل مىدهند و از اينرو عهد و پيمانى ندارند و دولت بايد با آنها بجنگد تا ريشۀ فتنه و فساد بركنده شود». 1حضرت امام در پيام تاريخى برائت چنين مىگويد:
«حاشا كه خلوص عشق موحدين جز به ظهور كامل نفرت از مشركين و منافقين ميسّر شود و كدام خانهاى سزاوارتر از كعبه و خانه امن و طهارت و «الناس» كه در آن به هرچه تجاوز و ستم و استثمار و بردگى و يا دونصفتى و نامردمى است عملاً و قولاً پشت شود و در تجديد ميثاق «ألست بربّكم» بت الههها و اربابان متفرّق شكسته شود و خاطرۀ مهمترين و بزرگترين حركت سياسى پيامبر در «و اذان من اللّٰه و رسوله الى الناس يَوْمِ الحجّ الأكبر» زنده بماند چراكه سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و اعلان برائت كهنه شدنى نيست و نه تنها اعلان برائت به