96آنگاه كه ابن عباس از امام حسين(ع) پرسيد : چرا زنها را مىبرى؟ زينب(س) به او بانگ زد و فرمود:
يَابْنَ عَبّاسٍ تُشِيرُ عَلىَ شَيْخِِنا وَ سَيّدِنا أنْ يُخْلِفَنا هَيهُنا وَ يَمْضِى وَحْدَهُ ؟ لا وَ الله بَلْ نَحْيا مَعَهُ وَ نَمُوتُ مَعَهُ وَ هَلْ أبقَى الزَمَانُ لَنا غَيْرَه؟
اى پسر عباس : نظر مى دهى كه ما را در مدينه بگذارد و حسين تنها رهسپار شود ! نه بهخدا قسم، بلكه با او زندهايم و با او مىميريم و آيا روزگار غير از او براى ما كس ديگرى را گذاشته است؟ (او يادگار گذشتگان از اهل بيت است) 1 وآنگاه كه ابن زياد از او پرسيد: واقعۀ كربلا (كه خدا مردان شما را كشت و شما را اسير ما گردانيد) را چگونه مى بينى ؟
زينب(س) فرمود من از خدا جز زيبايى چيز ديگرى نديدم، آنان قومى بودند كه خداوند بر ايشان سعادت ابدى را نوشته بود و در مقام خود قرار گرفتند و در روز قيامت در پيشگاه خداوند با تو مخاصمه خواهند كرد . 2