49
1.حج،در لغت و اصطلاح
پرسش: كلمات«حِج»،«حَج»،«بكه»،«مكّه»،«بيت العتيق»و«كعبه»در لغت و اصطلاح و معارف قرآنى به چه معنا هستند؟
پاسخ: «حِج»،به كسر حاء به معناى«سال»آمده و جمع آن حِجَجْ است؛چنان كه خداوند در قرآن كريم مىفرمايد:
«أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمٰانِيَ حِجَجٍ» 1
به اين [شرط] كه هشت سال براى من كار كنى... 2«حَج»،به فتح حاء مصدر و در لغت،به معناى قصد پى در پى كردن،و در شريعت، قصد كردن خانه خدا براى انجام اعمال مخصوص است. 3البته معناى اصطلاحى حج در نظر فقها متفاوت است؛برخى مجموعه مناسك حج را مىگويند،برخى قيد زمان معيّن را آوردهاند تا عمره خارج شود،اما باز اين تعريف،عمره تمتع را خارج نمىكند.بنا بر اين تعريف اصطلاحى حج نيز در نظر فقها مختلف است.
«بكّة»،دراصل از مادّه«بك»بر وزن فك به معناى ازدحام و اجتماع است و اينكه به خانه كعبه يا زمينى كه در آن،خانه كعبه ساخته شده بكّة مىگويند،به جهت ازدحام و اجتماع مردم در آنجاست. 4