234شعائر،جمع شعيره و به معناى علامت و نشانه است و در آيه،نشانههاى وجود خدا منظور نيست؛زيرا همه عالم نشانه وجود اويند،بلكه مقصود نشانههاى دين اوست؛به همين سبب،برخى مفسران، «شَعٰائِرَ اللّٰهِ » را به «معالم دين اللّٰه» ؛يعنى نشانههاى دين خدا تفسير كردهاند و تمام آنچه را در برنامههاى دينى وارد شده و انسان را به ياد خدا و عظمت آيين او مىاندازد،شعائر الهى مىدانند كه و بزرگداشت آنها،نشانه تقواى دلهاست. 1خداوند متعال در جاى ديگرى مىفرمايد:
«فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهٰا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصٰالِ » 2
در خانههايى كه خدا اجازه داده كه [قدر و منزلت] آنها رفعت يابد و نامش در آنها يادشود.در آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش مىكنند.
اين خانهها،همان مراكزى است كه به فرمان پروردگار،استحكام يافته و مركز ياد خداست و حقايق اسلام و احكام خدا از درون آنها نشر مىيابد و در اين معناى وسيع و گسترده؛مساجد،خانههاى انبيا و اوليا،به ويژه خانه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و خانه اميرمؤمنان على عليه السلام جمع است و به طور كلى،هر كانونى كه به فرمان خدا بر پا شود و نام او در آن برده شود و هر صبح و شام،مردان باايمان كه زندگى مادّى،آنان را به خود مشغول و از ياد خدا غافل نمىكند،به تسبيح و تقديس در آنها مشغول هستند،چنين مكانهايى،مركز مشكات انوار الهى،ايمان،هدايت بوده داراى تقديس و احترام است. 3طبق مفهوم اين آيه،مكانهايى كه در آن معارف الهى مطرح مىشود و اشخاصى مانند علما،مراجع و دانشمندان الهى به تدريس و تبيين اين معارف مشغول باشند، همگى داراى تقديس و احتراماند و زيارت آنها نيز داراى اهميت و فايده است. 4افزون بر اين،زيارت مزار بزرگان دين،نوعى احترام به آنان و قدرشناسى از زحماتى