202چيز ديگرى در جاى آن قرار دهيم و اصل آن عوض گرفتن چيزى است به جاى ديگرى.معناى ديگر كلمۀ«نسخ»،نقل يك نسخه كتاب به نسخهاى ديگر است و اين عمل را از اين جهت نسخ گويند،كه گويى كتاب اولى را از بين برده و كتابى ديگر جايگزين آن كردهاند.«نسخ حكم»نيز جانشين كردن حكمى در جاى حكمى ديگر است. 1«مٰا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهٰا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهٰا...» 2؛اگر آيهاى را نسخ كنيم و يا از يادتان ببريم بهتر از آن يا نظير آنرا مىآوريم.آيا نمىدانى كه خداوند به هر چيز توانا است؟» اين آيه اشاره به مسأله نسخ و حكمت آن مىكند.
«نسخ حكم»،زمانى است كه مصلحت حكم محدود به زمان باشد و با سر آمدن زمان،مصلحت آن از بين رفته و منسوخ شود و حكم ديگرى جاى آن را بگيرد.از نظر آيه ياد شده،نسخ باعث نمىشود كه خود آيه نسخ شده،به كلى از عالم هستى محو و نابود گردد؛بلكه عمر حكم آن آيه كوتاه است؛چون به وصفى وابسته است كه با رفتن آن صفت مدت حكم نيز از بين مىرود؛بنا بر اين مراد از«نسخ»از بين بردن اثر آيه است؛يعنى با نسخ،اثر آن آيه از بين مىرود؛ولى خود آن آيه باقى مىماند؛حال اثر آن ممكن است تكليف باشد و يا چيز ديگر.در تغيير قبله از بيتالمقدس به كعبه كه يكى از مصداقهاى نسخ به شمار مىآيد نيز به دليل مصالحى كه در تشريع احكام است، اينكار انجام گرفت و اين كار جز براى تربيت و تكميل بندگان خدا و نيز جداسازى مؤمنان واقعى از عاصيان متمرد نبود.
امّا اينكه آيت بودن يك آيت،به چيست،پاسخش آن است كه آيتها مختلف و حيثيات نيز مختلف و جهات نيز مختلف است؛چون بعضى از قرآن آيتى است براى