95مهربان. از محمد فرستاده خدا به كسرى بزرگ فارس. درود بر كسى كه پيرو هدايت باشد و به خدا و رسولش ايمان آورد و گواهى دهد خدايى جز خداوند يكتا نيست، يگانه است و شريكى ندارد و محمد بنده و فرستاده اوست. من تو را به سوى خداوند عزّوجلّ فرا مىخوانم، زيرا من فرستاده خداوند عزّوجلّ به سوى تمامى مردم هستم تا كسانى را كه زنده هستند بيم دهم، اسلام بياور تا به سلامت بمانى. پس اگر امتناعورزى گناه مجوس بر عهده تو خواهد بود».
چون مترجم نامه را خواند، خسرو پرويز آن را گرفت و پاره كرد و گفت اين كيست كه نام خود را بر نام من مقدم داشته است. چون خبر بىحرمتى او به حضرت رسيد فرمود: «همانگونه كه نامه را پاره كرد، خداوند پادشاهىاش را پاره كند». سپس خسرو پرويز به باذان كارگزار خود در يمن نوشت دو نفر مرد دلير را بفرست تا اين مرد را كه در حجاز است نزد من بياورند. در نقلى ديگر آمده است كه گفت: او را توبه بده و اگر نپذيرفت سر وى را براى من بفرست.
نامه به پادشاه مصر
به نقل دلائل النبوه بيهقى 395/4 و تاريخ الخميس 37/2 رسول خدا(ص) نامهاى نيز به مُقَوْقِس پادشاه مصر به همان مضمون نامه قيصر و كسرى نوشت و او را به اسلام دعوت نمود و تصريح كرد كه اگر امتناع ورزى همانا گناه قِبْط بر گردن توست. مصر در آن روز زير سلطه روم شرقى به مركزيت قسطنطنيه بود و فرمانرواى آن از پيروان آيين مسيح بهشمار مىآمد. حاطب بن ابىبَلْتَعَه كه حامل نامه بود هنگامى كه به مصر رسيد