81ابوبصير براى يارانش نماز جماعت مىخواند و جلسه درس برقرار مىكرد و قرآن، احكام و معارف اسلامى مىآموخت. وقتى قريش ديدند راه ارتباط تجارىشان با شام قطع شد و امنيت از آن رخت بربست، به روايت دياربكرى در تاريخ الخميس 25/2 ابوسفيان را نزد پيامبر(ص) فرستادند و از ايشان عاجزانه درخواست كردند تا ابوبصير و يارانش را به مدينه فرا خواند و از اين پس نيز هر كس از مسلمانان مكه به مدينه بگريزد پيامبر او را نگه دارد و تحويل قريش ندهد. بدينسان طولى نكشيد كه اين ماده جنجالى به درخواست خود قريش لغو گرديد. آنگاه رسول خدا نامهاى به ابوبصير نوشت تا همراه يارانش به مدينه بازگردد.
فرستاده حضرت در حالى نامه را تسليم ابوبصير كرد كه وى در حال احتضار بود. ابوبصير نامه رسول خدا(ص) را بوسيد و شروع به خواندن كرد و در حالىكه نامه در دستش بود مرغ روحش به جنت پركشيد. ابوجندل و ياران وى پيكر مقدس فرمانده خود را غسل داده، بر او نماز گزارده و در همانجا به خاك سپردند و بر سر مقبره او به عنوان يادبود و سپاس از زحماتش مسجدى ساختند. سپس عدهاى از آنان به سرپرستى ابوجندل به مدينه آمدند و خدمت رهبر محبوب و پيامبر گراميشان رسيدند و تعداد ديگر نزد قبيله و عشيره خود رفتند.
ب. به روايت تاريخ الخميس 23/2 پس از انعقاد قرارداد حديبيه چند تن از زنان مسلمان كه تحت شكنجه به سر مىبردند به مدينه هجرت كردند و به پيامبر پناه بردند. آنگاه همسران و سرپرست آنان به مدينه آمدند و از پيامبر خواستند تا طبق مفاد صلحنامه ايشان را تحويل دهد. اما خداوند رحمان با نزول آيه دهم سوره مُمْتَحَنَه دستور داد تا زنان مهاجر