70فرمود: «از اينجا نمىرويم تا با قريش به نبرد بپردازيم». سپس اصحاب را براى بيعت فراخواند، تمامى مسلمانان به جز جَدّ بن قيس منافق، با آن حضرت بيعت كردند كه هرگز فرار نكنند و تا پاى جان در كنار پيامبر بايستند. اين بيعت در زير درختى انجام گرفت و خداوند با فرستادن آيه هجده سوره فتح ( لَقَدْ رَضِيَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبٰايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ ) خشنودى خود را از اين بيعت اعلام كرد. از اين رو آن را «بيعت شجره» و نيز «بيعت رضوان» گويند.
به روايت واقدى 605/2 قريش شخصى را نزد عبدالله بن ابى فرستادند و گفتند اگر بخواهى مىتوانى داخل مكه شوى و خانه خدا را طواف كنى. پسرش كه آنجا نشسته بود گفت: اى پدر تو را به خدا ما را در همه جا رسوا نكن! عبدالله نيز دعوت قريش را نپذيرفت.
آخرين فرستاده قريش
پس از پايان بيعت رضوان خبر رسيد كه عثمان كشته نشده است در اينهنگام به روايت واقدى 604/2 چون قريش شتاب و سرعت مردم را در امر بيعت و آمادگى ايشان را براى جنگ ديدند ترس و نگرانىشان بيشتر شد و در امر صلح عجله كردند. آنگاه سُهيل بن عمرو را همراه حُويطب بن عبدالعزّى و مِكْرَز بن حَفْص به سوى پيامبر(ص) روانه ساختند و گفتند نزد محمد برو و با او قرارداد صلحى منعقد ساز اما قرارداد صلح جز بر اين نباشد كه امسال بازگردد. سهيل همراه ياران خود وارد اردوگاه مسلمانان شد و خدمت رسول خدا رسيد. هنگام ورود سهيل پيامبر آمدن او را به فال نيك گرفت و فرمود: «كارشان آسان شد.