65 ى
ازده سوره نور كه به صورت جمع مىفرمايد: ( إِنَّ الَّذِينَ جٰاؤُ بِالْإِفْكِ ) كسانى كه تهمت بزرگ زدند، مؤيد نظريه مشهور است.
آنچه در اين ماجرا باعث شگفتى و حيرت انسان مىگردد بردبارى و بزرگوارى پيامبر است، حضرت با درايت خاص و شكيبايى بىحد فتنه افك را خاموش و فتنه انگيزان و بهتان زنندگان را عفو كرد و از گناه بزرگشان درگذشت.
صلح حديبيه
واقدى 572/2 گويد: رسول خدا(ص) در عالم رؤيا ديد وارد كعبه شد، سر خود را تراشيد و كليد كعبه را گرفت، آنگاه همراه ديگران به عرفات رفت و وقوف فرمود. حضرت رؤياى خود را براى مسلمانان بازگو نمود و آن را به فال نيك گرفت و از اصحاب براى اداى عمره دعوت كرد. مسلمانان بهويژه مهاجران كه شمار آنان به هزار و چهارصد نفر رسيد بدون درنگ آماده حركت شدند. پيامبر هفتاد شتر قربانى همراه برداشت و براى اينكه اعلام كند براى عُمره آمده است نه جنگ، دستور داد تا شتران را علامت قربانى بزنند و جز شمشير كه سلاح مسافر بود از ادوات نظامى چيزى به همراه نداشته باشند.
هنگامى كه كاروان آماده حركت شد سعد بن عباده رئيس طايفه خزرج به رسول خدا(ص) گفت: كاش اجازه مىفرموديد اسلحه همراه برمىداشتيم كه اگر از طرف دشمن تهديد شديم آمادگى دفاع داشته باشيم. حضرت فرمود: «من اسلحه برنمىدارم، چون فقط براى عمره مىروم». آنگاه عبدالله بن امّمكتوم يا نُميلة بن عبدالله ليثى را به جانشينى