32بعد با اشاره به هجوم همهجانبه سپاه شرك از بيرون و پايين مدينه و بنىقريظه از داخل و بالاى مدينه و اينكه مسلمانان سخت به وحشت افتادند و نزديك بود كه قالب تهى كنند مىگويد: «آن هنگامى كه از سمت بالا و پايين بر سر شما فرود آمدند و آنگاه كه ديدگان خيره گشت و جانها به گلوگاه رسيد و به خدا گمانهاى نادرست مىبرديد». سپس با توجه به اينكه اين جنگ امتحان الهى بود مىفرمايد: «در آنجا بود كه مؤمنان در معرض امتحان قرار گرفتند و سخت تكان خوردند».
بعد به نفاق منافقان و كارشكنى آنان مىپردازد و از آنان حكايت مىكند كه گفتند خدا و رسولش ما را فريب دادند و بعد از مؤمنان تمجيد مىكند كه وقتى احزاب را ديدند گفتند اين همان است كه خدا و رسولش به ما وعده دادند، خدا و رسول او راست گفتهاند و بر ايمان و تسليمشان افزوده شد.
علل هزيمت سپاه شرك
جنگ خندق از جنگهاى بسيار بزرگ و وحشتناك بود. مشركان با بسيج تمامى قبايل همپيمان خود يقين داشتند كه رسول خدا را به قتل مىرسانند و مدينه را ويران مىكنند. اگر كمكها و امدادهاى الهى نبود از نظر نظامى اين گمان چندان هم بعيد بهنظر نمىرسيد. آنان مدينه را بهطور كامل محاصره و ارتباط آن را با خارج قطع كردند و اگر اين محاصره طول مىكشيد مسلمانان با مشكلات فراوان روبهرو مىگرديدند. مدينه همانند جزيرهاى درآمده بود كه ارتباط آن با خارج قطع شده باشد