166بيش از مصلحت آن است. به اين علت بود كه از اجراى حد خوددارى كرد و به پرداخت ديه و خسارت اكتفا نمود و در عين حال از فعل خالد نيز نزد خداوند سهبار بيزارى جست. در سيره حلبى 199/3 و دلائل الصدق 33/3 هم به اين نكته اشارهاى شده است. فرماندهى يافتن مجدد او نيز گويا در همين راستا بوده است و حضرت مىخواسته به نوعى او را مهار كند.
خلاصه درس
سريه كعب: پس از عمرة القضاء چند سريه رخ داد كه مهمترين آنها سريه كعب بن عُمير غفارى است كه در آن مسلمانان مردانه جنگيدند و سرانجام همه آنان شهيد شدند، جز يك نفر كه در بين مجروحان افتاده بود.
جنگ موته: در اوايل سال هشتم هجرت در بسيارى از مناطق حجاز امنيت برقرار شد. پيامبر(ص) تصميم گرفت دعوت و تبليغ اسلام را در مرزهاى شمال و سرزمين روم شرقى متمركز كند. حارث بن عمير ازْدِى را همراه نامهاى نزد شُرَحْبِيل بن عمرو غَسّانى فرمانرواى بُصْرى فرستاد و او را به پذيرش اسلام فرا خواند. حارث به دهكده موته كه رسيد شُرَحبِيل بن عمرو او را دستگير كرد و گردن زد. اين كار بر رسول خدا(ص) سخت آمد و در جمادى الاولى سال هشتم هجرى سپاهى متشكل از سه هزار نفر به فرماندهى جعفر بن ابىطالب و معاونت زيد بن حارثه و عبدالله بن رَواحه بسيج كرد. آنگاه مسلمانان به سوى شام حركت كردند تا به منطقه مَعان در سرزمين اردن رسيدند. در آنجا مطلع