154شوكت آنان هيچگونه تأثيرى در او نگذاشت و فرمود: «
لا عَيْشَ إِلاّ عَيْشُ الآخِرَة » زندگى جز زندگى آخرت نيست.
آنگاه سر بر جهاز شتر گذاشت و خدا را سجده كرد. شگفتا! اين لحظه حضرت كه آشكارا و در اوج قدرت وارد مكه مىشد با آن لحظه كه در نهايت ضعف و پنهانى از مكه خارج مىگشت هيچ تفاوتى نداشت!
صفوان بن اميه، عِكْرِمَة بن ابىجهل و سهيل بن عمرو عدهاى را براى جنگ و مقاومت در مقابل مسلمانان در خَنْدَمَه گرد آوردند. اينان با خالد بن وليد درگير شدند. به روايت ابناسحاق 50/4 دوازده يا سيزده نفر و به روايت واقدى 875/2 بيست و چهار نفر از مشركان كشته و دو يا سه نفر از مسلمانان شهيد شدند.
سپاهيان اسلام از چهار سو وارد شهر شدند و در ميعادگاه خود كه مسجدالحرام بود به هم رسيدند و پيرامون كعبه حلقه زدند. به روايت واقدى 825/2 پيامبر دستور داد فقط ده نفر، شش مرد و چهار زن كه جرمشان بسيار سنگين بود مجازات شوند گرچه زير پرده كعبه پنهان شده و يا به آن چنگ زده باشند. اينان عبارت بودند از عِكْرِمَة بن ابىجهل، هَبّار بن اسْوَد، عبدالله بن سعد، مِقْيس بن صُبابه، حُوَيرِث بن نُقَيذ، عبدالله بن هلال، هند بنت عُتبه، ساره آزاد شده عمرو بن هاشم، قُرَينا و قُرَيبَه كنيزان ابن خَطَل كه در آوازهخوانى خود رسول خدا را هجو مىكردند. از اين عده چهار نفر كشته و بقيه بخشوده شدند.
پيامبر(ص) در اين مدت كه در مكه بود به خانه كسى نرفت، ابورافع در حَجُون كنار قبر حضرت ابوطالب و خديجه خيمهاى از چرم براى ايشان برپا ساخت. حضرت در حَجُون اقامت داشت و براى نماز به