125نظامى بگيرند.
رسول خدا نُميلة بن عبدالله ليثى و يا سِباع بن عُرْفُطه غفارى را در مدينه به جانشينى خود گذاشت و با هزار و چهار صد نفر و دويست اسب رهسپار خيبر گرديد. سپاه اسلام به خيبر رسيد. يهوديان صبح در حالى كه براى كار روزانه خود از قلعهها خارج مىشدند ناگهان با لشكر اسلام مواجه شده و فرياد كشيدند: محمد و لشكر! آنگاه وحشتزده گريختند و وارد حصارهاى خود شدند. پيامبر تكبير گفت و فرمود: «خيبر ويران شد!». يهوديان به رئيس خود سَلاّم بن مِشْكم خبر دادند كه سپاه محمد آنان را غافلگير كرد. سَلاّم گفت: سخن مرا نشنيديد و در لشكركشى به سوى او كوتاهى كرديد، اكنون در جنگ با او كوتاهى نكنيد. پيامبر چون تصميم يهود را بر جنگ ديد اصحاب خود را موعظه و آنان را تشويق به جهاد كرد و بشارت داد به اينكه پيروزى از آن ايشان است. نبرد در روز اول از قلعه نطات آغاز شد.
در ترتيب فتح قلعههاى خيبر بين مورخان اختلاف زياد است. پيامبر(ص) زره آهنين خود را به اميرالمؤمنين پوشاند و ذوالفقار را به آن بست و پرچم را به دستش داد و فرمود: «پرچم را بگير و آن را پيش ببر، جبرئيل همراه توست و پيروزى پيش رويت. ترس در سينههاى آنان ريخته شده و بدانكه آنها در كتابشان يافتهاند آنكس كه اينان را نابود مىكند نامش ايليا (على) است. پس هنگامى كه آنها را ديدى بگو من على هستم كه انشاءالله خوار خواهند شد».
پهلوانان نامدار خيبر و در رأس آنان مرحب به دست على(ع) كشته شدند و قلعه قموص كه مهمترين و بزرگترين قلعه خيبر بود سقوط