95
لجاجت قريش
با اينكه بهظاهر قريش بايد از رفتن مسلمانان به حبشه خوشحال مىشدند، چون از دست آنان آسوده مىگشتند، اما گويا اين هجرت را نوعى تمرد و نافرمانى تلقى كرده و نيز از تبليغ آنان در حبشه احساس خطر مىنمودند. لذا به نقل ابناسحاق 356/1 هيئتى مركب از عمروعاص و عبدالله بن ابىربيعه به دربار نجاشى فرستادند تا مهاجران مسلمان را به مكه بازگردانند. هداياى بسيارى نيز فراهم كردند و قرار شد آنها را به وزراى نجاشى بدهند تا نزد وى از هيئت قريش جانبدارى كنند. ارمغان مخصوصى نيز از جمله تعداد زيادى پوست كه پادشاه حبشه به آن علاقهمند بود براى او تهيه كردند و به آنان گفتند اگر استرداد مهاجران از راه سياسى امكان نداشت جعفر را به قتل برسانند. ابن ابىالحديد 283/6 مىگويد: «انتخاب عمروعاص براى رفتن به حبشه به لحاظ شدت دشمنى وى با رسول خدا(ص) بود. او را به حبشه اعزام كردند تا نجاشى را به دين اسلام بدبين كند و درنتيجه مهاجران را از كشورش اخراج نمايد و اگر نجاشى اجازه دهد جعفر بن ابىطالب را به قتل برساند».
عمروعاص خود در شعرى كه هنگام عزيمت به حبشه خطاب به دخترش سروده تصريح كرده است كه مىروم آنجا تا در نزد نجاشى پوست جعفر را بسوزانم!
تيزهوشى ابوطالب
به روايت ابناسحاق 357/1 ابوطالب بزرگ حامى رسول خدا پس از آنكه اطلاع پيدا كرد قريش هيئتى را به رياست عمروعاص براى استرداد