76
وَ دَعَوْتَنِي وَ زَعَمْتُ أَنَّكَ ناصِحٌ
به خدا سوگند اينان با تمامى افرادشان به تو دست نخواهند يافت، مگر كه من در خاك مدفون گردم.
كار خود را پيش ببر كه بر تو هيچگونه ملامتى نيست، دنيا و آخرت ما نيز نزد تو تضمين است.
مرا به دين اسلام فرا خواندى و مىدانستم كه خير خواهى، راست گفتى و قبل از اين نيز درستكار بودى.
دينى را عرضه كردى كه مىدانم از بهترين دينهاى روى زمين است.
اگر نبود سرزنش قريش و بيم من از ملامت آنان مرا در پيوستن به اسلام پذيرا و آشكاركننده مىيافتى.
قريش وقتى صلابت و شجاعت ابوطالب را در راه حمايت از دين جديد و برادرزادهاش ديدند چاره جديدى انديشيدند. به روايت ابناسحاق 285/1 بار ديگر نزد ابوطالب آمدند و گفتند اين عُمارة بن وليد است كه نيرومندترين و زيباترين جوان قريش بهشمار مىآيد او را بگير و به عنوان فرزند خود از وى نگهدارى و يارى نما. در مقابل او برادرزادهات كه با دين ما و دين پدرانت مخالفت مىورزد و جمع اقوامت را پراكنده ساخته تسليم ما كن تا او را بكشيم، همانا اين يك مرد در مقابل يك مرد است. ابوطالب از پيشنهاد نامعقول و ظالمانه آنان برآشفت و گفت: چه پيشنهاد زشتى مىكنيد، پسرتان را بگيرم غذا بدهم و فرزند خود را به شما بسپارم تا او را بكشيد، به خدا سوگند اين كار هرگز شدنى نيست.